نمی دونم پرویز فتاح هم میتونه مث من از بوی بهاری این بارونای تابستونه لذت ببره یا نه. وزیر نیرو بودن سخته خصوصا وقتی بارون میاد و تو به جای چشم بستن و گوش سپردن به نوای بارش و دل دادن به عطر خوش٬ مشغول ضرب و تقسیم باشی که خلاصه این دوزار سه شاهی بارون واسه فاطی سدهامون تنبون میشه یا نمیشه.
مصاحبه محمد احمدیان -معاون وزارت نیرو و مرد شماره یک برق کشور- در نشریه شهروند خوندنیه. بذارید این جمله رو بولد کنم: «همانطور که عرض کردم شاید خاموشی ها لطف الهی بود تا قبل از این که شرایطمان خیلی مشکلتر شود در رابطه با مقوله انرژی و برق چاره اندیشی کنیم». شما چه حسی دارین وقتی این جمله رو میخونید؟ بهتون احساس این که با یک نفر مواجه هستید که به دولت مربوطه میاد٬ دست داد؟ خاموشی ها روزگاری گریبان ما رو گرفتند که در بهترین شرایط مالی تاریخ معاصر قرار داریم اما ... پول -وقتی قدرت خریدی ٬به هر دلیل٬ در کار نیست- تبدیل میشه به بی اهمیت ترین کاغذ دنیا. امروز ترجیع بند گفتمان دولت تو این مملکت چیه؟ ما به لحاظ دانش فنی چیزی از دیگران کم نداریم! مفروض به صحت این گزاره٬ باید ایمان آورد به این که دانش فنی٬ جوانان مستعد و باهوش٬ بهره داشتن از منابع غنی طبیعی٬ و پشتوانه های فرهنگی و تاریخی هیچکدوم گره از کار فروبسته ما نگشودند. دولتی که حدود یک سال تا پایان دوره قانونی خودش فرصت داره٬ احتمالا هنوز با گردنی افراشته و سری بالا خواهد گفت مشکل خاموشی هم مث بقیه مشکلات٬ ناشی از کمکاری دولتهای قبلیه (دولتهایی که یکی بلافاصله بعد از جنگ روی کار اومده و دیگری با افت شدید قیمت جهانی نفت دست و پنجه نرم کرده) و ربطی به سوء مدیریت متاخرین نداره. یعنی سه سال زمان کمی بوده یا کمبود برق مشکل کوچیکی؟! احمدیان در پاسخ به این سوال که آیا برآوردی از خسارت وارد شده به صنایع داره یا نه جواب میده: «نسبت به وضعیت فعلی برآوردی ندارم اما مراجع دانشگاهی پیش قبلا مطالعاتی داشتند که نشان می داد خسارت خاموشی برای صنایع ۱۰۰ تا ۱۵۰ برابر هزینه تامین برق است». چی شده که دستان توانمند جوان ایرانی تو تامین نیازهای مقدماتی و نه چندان پیچیده جامعه اینجوری بسته است؟ چرا مرجع شماره یک مدیریت و تامین برق در ایران فقط میتونه بگه کاری از دستش ساخته نیست٬ این مشکل در آینده هم ادامه داره و اگه بارون کمتر بیاد وضعیت از این هم بدتر میشه٬ و این که «واقعا از نظر روحی به شدت آزرده هستیم که شرایطی ایجاد شده است که نسبتا بخش های وسیعی از مردم به دفعات دچار مشکل شوند»؟
فکر نکنم علت های اولیه چیزی مثل قطع برق پوشیده باشه. پولی که باید صرف توسعه زیرساخت های اقتصادی میشد (یکیش هم برق!)٬ حقوق کارمند و سهام عدالت شد و به جای بالا بردن میزان عرضه٬ فقط تقاضا رو فربه تر کرد. این یعنی تورم! یعنی وقتی جنسی طالب زیاد داره ولی کمه٬ قیمت رو بالا ببر تا اونی که پول بیشتری تو جیبشه به مراد برسه. توسعه زیرساخت اما با این که زمان بر بوده امروز بعد از سه سال میتونست باعث پز دادن دولتی ها بشه که ما بیکاری رو به واسطه توسعه صنعت کم کردیم٬ ترافیک رو به واسطه توسعه شبکه ارتباطات (مثلا به قول خودشون دولت الکترونیکی که قراره با همین اینترنت های دایال آپ ما جون بگیره!) و راه و حمل و نقل کاهش دادیم٬ و بیمه های درمانی و خسارتی رو با قیمت قابل قبول اجباری کردیم. به جاش چی شد؟ ما پز میدیم که عزت و اقتدار هسته ای و نظامی و بیولوژیک داریم که هرکس خواست بپرسه چند تا٬ جواب بدیم هزار تا؛ میگی نه٬ بشمار! چی عایدمون شد؟ تحریم پشت تحریم تا اگه برای همون توسعه زیرساختی نیاز به مواد اولیه و دستگاه و خرت و پرت داشتیم بهمون ندن و یا گرونتر از اونی که باید٬ قالبمون کنن. میدونید آقای معاون وزیر به چی افتخار میکنه؟ به این که برق وزارتخونه او هم مثل سایر وازرتخونه های دولتی قطع میشه و منزل خودش در برنامه خاموشی بعض دیگران نیست و خلاصه ٬در یک کلام٬ عدالت در خاموشی با دقت رعایت شده! |