قوز بالا غوز
وبلاگ دستگاهی ست مفید که با آن می شود اس ام اس های چند پاراگرافی زد!
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
ghoozbalaghooz@gmail.com
موضوع بندی
جمعه 7 تیر ماه سال 1387
پدر ژپتو

آنقدر خسته ام؛ آنقدر احساس ناتوانی می کنم؛ آنقدر دلتنگم؛ آنقدر عصبانیم که هر چه بنویسم و درباره هر کس و هر چیز٬ تند است و گزنده. می دانید اگر خدایی باشد آن بالاها٬ نه تنها صلاحیت استنطاق از کسی را ندارد بلکه خود متهم ردیف اول است و باید نشاندش و بازخواستش کرد و بی هیچ ترحمی مجازاتش نمود. وقتی می گویند خدا یاد پدر ژپتو می افتم که پینوکیو می سازد تا یک روز از شکم نهنگش رهایی بخشد. حالا اگر پسرک گفت و نکرد٬ دماغش دراز باد! گویی ما قرار است اسباب بازی باشیم برای کسی که اندوه پیری و تنهایی دارد از پا درش می آورد. پیرمرد فکر می کند لابد کسی ست برای خودش که هروقت بخواهد دست ساخته را می شکند و در آتش دوزخش می سوزاند.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 88561


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

رفیقدون