این روزها زیاد می شنویم که احمدی نژاد به هر قیمتی برود بهتر است. می گویند محافظه کاران متحد شده اند و لاریجانی را کرده اند رییس مجلس تا ضرب شستی باشد به محمود احمدی نژاد. می گویند برنامه این است که یک آدم معقول از بین خودشان را هم انتخاب کنند تا در آینده نزدیک رییس جمهور بشود. انگار اتفاق نظری رخ داده است بین موافق و مخالف که احمدی نژاد اگر برود -هر کسی هم که بیاید و بنشیند جایش- همه چیز درست می شود! من اما چندشم می شود از شنیدن این حرفها. نه که من از حرف ها و رفتار رییس جمهورمان حرص نمی خورم؛ نه که نمی دانم رییس جمهور و مجلس در این سرزمین آنقدرها که سر و صدا دارند٬ قدرت ندارند؛ نه که ندانم این ۴ سال چه تبعات و مصائبی متوجهمان کرده است و دلم بخواهد ۴ سال دیگر قبای ریاست جمهوری را تن احمدی نژاد ببینم اما دلم نمی خواهد فکر کنم آمدن و رفتن این و آن همه برنامه و نقشه های تغییر نیافتنی ست. ممکن است بگویید خوشبینم. ممکن است باز فقیهانه در من سفیه نظر کنید و بگویید رای نداده اید چون معلوم بوده است که نتیجه را فقط تقلب و دست اندازی از ما بهتران تعیین می کند. من اما فکر می کنم اگر امروز کسی به خود اجازه می دهد وسیعتر و آشکارتر از گذشته رای مردم را قلب کند٬ نتیجه آن روزهای بی خیالی و بی تفاوتی و آن باور «بدتر از این که نمی شود» است. فکر می کنم می شود صدها هزار رای را جابجا یا نابود کرد اما نمی شود میلیونها را بی سر و صدا ماستمالی نمود. حالا هم با اطمینان کامل خدمتتان خاطرنشان می کنم که باز هم بدتر از این می شود. آری٬ می شود که احمدی نژاد برود و باز بدتر از او بیاید. می شود هم که احمدی نژاد برود و باب شود که دیگر کاملا بی خیال رای من و شما شوند و خودشان کسی را که بیشتر به صلاح ملک و ملت می دانند٬ بر مسند ریاست جمهوری بگمارند. در شرایطی که قرار است انتخابات صرفا یک نمایش باشد٬ آمدن امثال لاریجانی و قالیباف که هیچ٬ آمدن خاتمی هم بهتر از احمدی نژاد نیست. لااقل احمدی نژاد باور دارد که بخش قابل توجهی از همین ملت به او رای داده اند و جرات شاخ و شانه کشیدن را به پشتوانه نام همان ملت دارد!
امروز دو خبر خوب خوانده ام بر پیشخوان روزنامه فروشی. اول این که بعد از کنار گذاشته شدن کاشانی و استیلی از پرسپولیس و آمدن افشین پیروانی٬ مذاکرات با افشین قطبی دوباره آغاز شده است و پاسخ اولیه قطبی هم مثبت بوده. دوم هم کیهان عزیز تیتر کوچک زده بود که اسم کروبی از فهرست کاندیداهای ریاست جمهوری حذف شده است (کیهان جان همیشه خوش خبر باشی) و فعلا بحث فقط بر سر خاتمی و نجفی و عارف است. از من اگر بپرسید به نفع خاتمی و اصلاح طلبان است که حضرتش کاندیدای ریاست جمهوری نشود دیگر. نباید بازنشسته سیاسی باشد و نه فعالیتش معنی حضور در خط مقدم سیاست بدهد. سیاست ریش سفید می خواهد و مرجع و حالا این نام و نشان ها به هیات خاتمی برازنده اند. عاقبت بودن دائم در خط مقدم همان است که هاشمی چشید. اگر واقعا ته کاسه اصلاح طلبان همینها هستند٬ نجفی از همه سرتر است. کروبی هم اگر شعور سیاسی داشته باشد (اگر!) به جای خواب ریاست جمهوری دیدن٬ ریش سفیدی سیاستمدارانه را اختیار خواهد کرد٬ کاری که درش تا امروز از خاتمی موفقتر بوده است. |