لیمو جان؛ ممنون از دعوتت به این بازی ۲۴ ساعت قبل از مرگ... من تو ۲۴ ساعت آخر عمرم هم احتمالا مثل بقیه بیست و چهار ساعت های عمرم کار مهمی نمی کنم. شاید اصلا نخوابم! شاید هم کتاب و سیگاری بردارم و برم تو یه کافه بیرون شهر بشینم و وقت رو تلف کنم. اصلا مثل شرایط شب قبل از امتحان میمونه؛ مگه آدمی میتونه کار مهمی و نقشه مهمتری داشته باشه؟! دیگه همه چیز تموم شده... فکر کنم اون وقت راحتترین و بی دغدغه ترین بیست و چهار ساعت تموم عمرم باشه و این مهمترین تفاوتشه با شبهای امتحان.
پاریس زیبا بود؛ بسیار زیباتر از حد تصور من. حاصل جمع تاریخ و دنیای مدرن در یک شهر واقعی با تموم مشکلاتش... زندگی و زیبایی در کنار هم... پویایی و فقر و عظمت و جمعیت شانه به شانه...
برج ایفله دیگه؛ معرف حضور هست که؟
نمای کلیسای نتردام از رودخانه سن
نمی دونم کجاست! فقط به خاطر اون رنگین کمون خوشگل عکس گرفتم. |