دیدید بچه ها پدر و مادر رو ملک شخصی خودشون میدونن؟ به خودشون اجازه میدن (البته اگه هنوز با دو تا سیلی آبدار شرطی نشده باشن!) هر وقت دلشون خواست برن تو اتاق خواب بابا و مامان٬ سر هر غذایی که خوششون نمیاد ادا در بیارن و بگن نمی خورن٬ هر جا هر چیزی رو دلشون خواست از والدین بخوان و اگه به دستش نیاوردن زرزر کنن. حالا اگه بابا و مامان نصف شبی تو رختخواب بعله یا اون غذا بهترین غذای دنیا بود یا من پولی تو جیبم نباشه برای جلب نظر این نیم وجبی اصلا مهم نیست؛ کلا موضوع چیز دیگه ست. بچه تو خواستن و نخواستن هاش صریحه. من اگه والد بودم احتمالا از این صراحت کلی هم لذت می بردم چون پشتش سوءنیت نمی دیدم و می دونستم معمولا بچه در ابراز رضایتش (فیدبک مثبت) هم بعد از دریافت٬ به اندازه ابراز نارضایتی هاش صریحه. همینه که پدر و مادر رو در کسب رضایت کودک حریص میکنه؛ یه جور رقابت با خویشتن! از این واضحتر میل انسان به ارضای نیازهای حیوون خونگیه. اینجا هم رابطه کاملا یه طرفه ست و تو در تلاش برای کسب رضایت حیوونی هستی که چیزی در خور توجهی که می کنی بهت بر نمی گردونه اما رضایت و نارضایتیش مشخصه و علامتدار. این جور دوست داشتن ها٬ دوست داشتن های غیر مشروط و بی چشمداشتند و به نظر من صفتی (بی چشمداشت بودن) از صفات عشق رو در بر می گیرند. (البته عنصر موضع بالا به پایین و وابستگی کودک یا حیوان که ترس از دست دادن رو از والدین یا صاحب حیوان میگیره هم خیلی مهمه و خودم بهتر میدونم که اینا که گفتم همه قصه نیست.) میخوام فقط بگم اگه ٬صریح٬ نیازهاتون و تمایلاتتون رو با کسی مطرح کردید و او فارغ از این که توان تامین خواست شما رو داشته باشه یا نه هنوز دوستتون داره یعنی خیلی خیلی زیاد دوستتون داره. اگه دوست داشتن شما با میزان دریافتهاتون از طرف مقابل رابطه مستقیم و خطی داره... اگه تخت خواب مشترکتون در محور مختصات دریافت و بخشش٬ زاویه ۴۵ درجه میسازه با سطح افق... بی خیال بشین. دوست داشتنتون کودکانه ست و از جنس وابستگی حیوانات. اون دوست داشتن رو بذارید در کوزه و از آبش مفصلا تناول بفرمایید. |